جمعه 1387/01/09
12 . . . بخر آن ساز طرب را
به کجا می روی ای تازه تر از صبح بهاران
باش تا با تو
بهار آید و صبح آید و باران
به لب چشمه نشستیم
که گل چهره بشوئیم
چشمه در چشم تو پر شد و تمام شد که بگوئیم
باش تا با تو
شراب آید و شهد آید و شادی
شهد الله که در شهر به گیتی تو گشادی ||
هله اندوه سر آمد بخر آن ساز طرب را
هله خورشید برآمد بشکن طالع شب را
دگران باده چه نوشند نه ملولم نه خمارم
دگران خرقه چه پوشند نه خزانم که بهارم
ساعت 19 | لینک
ثابت
•

